خیال نداری بیای
سلام زندگی مامان 
خیل شرایط با مزه ای شده ,الان یه مدت به همه میگم چند روزه دیگه میای ,ولی تو هنوزم خیال اومدن نداری شیطون
,هر کی بهم زنگ میزنه اولین سوالی که میکنه ,اینکه,هنوز مامان نشدی,طاقت همه تموم شده ,مخصوصا بابایی,اینقد میپرسه ,پس کی میاد ,نمیخواد بیاد؟
فک کنم جات خوبه دیگه ,اکشال
نداره مامانی ,مهم اینکه تو حالت خوب باشه ,اینقد صبر میکنم تا هر وقت خودت خواستی و صلاح خدا بود بیای ,یعنی چاره دیگه ایم ندارم ,دیروز احساس کردم تکونات کم شده (آخه تو معمولا خیلی پر تحرکی
)یه
چیز شیرین خوردم و به پهلو دراز کشیدم و شروع کردم به شمردن حرکتات ,خدا رو شکر هشت نه تا تکون
خوردی ,این روزای آخر خیلی باید حواسم بهت باشه ,نکنه خدای نکرده برات مشکلی پیش بیاد ,
توام پسر خوبی باش و زود زود بیا پیشمون 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خیال نداری بیای
